جمال الدين محمد الخوانساري

470

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

9221 من أحسن الاعتذار استحقّ الاغتفار . هر كه نيكو كند عذر خواستن را مستحقّ شود در گذشتن را . 9222 من نظر بعين هواه افتتن وجار ، وعن نهج السّبيل زاغ وحار . هر كه نگاه كند بچشم خواهش خود بفتنه افتد وجور كند ، واز راه آشكار ميل كند وحيران ماند ، مراد اينست كه : هر كه در مطلبي تفكّر وتأمّل كند بايد كه خواهش يك طرف را از خود سلب كند ونسبت خود را بهر طرف مساوى سازد تا اين كه حق بر أو ظاهر گردد كه اگر خواهش يك طرف داشته باشد وبهواى آن نگاه كند « بفتنه افتد وجور كند » يعنى ميل كند از ميانه روى ، وباز تأكيد اين شده باين كه « از راه آشكار راه » يعنى از وسط آن كه واضح وآشكارست وبحق مىرساند ميل كند ، و « حيران ماند » زيرا كه بسبب خواهشى كه بيك طرف دارد آنچه بينداز شواهد ودلائل طرف ديگر كه حقّ باشد حكم نكند بآن ودر صدد تأويل آن در آيد ، وبه آن طرفي كه خواهش دارد نيز حكم نتواند كرد بسبب معارضهء آنها پس حيران ماند ، وممكن است كه « حار » بمعنى « حيران ماند » نباشد بلكه بمعنى « هلاك گردد » باشد يعنى : وهلاك گردد بسبب آن ميل از راه حق ، وممكن است نيز كه مراد به « جور كند » اين باشد كه جور كند در حكم وبر خلاف حق حكم كند ، باعتبار خواهشى كه بآن دارد وبسبب آن نفس أو زينت دهد آنرا از براي أو بخيالات وأوهام فاسده ، وبنا بر اين « حار » در آخر بمعنى آخر باشد يعنى هلاك شود نه حيران ماند ، زيرا كه حيرانى نباشد أو را مگر اين كه مراد حيرانى أو باشد در كار خود در قيامت ، واللّه تعالى يعلم . 9223 من متّ إليك بحرمة الاسلام فقد متّ بأوثق الأسباب . هر كه متوسّل شود بسوى تو بحرمت اسلام پس بتحقيق كه متوسّل شده بمحكمترين سببها ، مراد اينست كه قرابت وخويشى باعتبار برادرى در اسلام عمده‌ترين